هیئت مذهبی جامعة الحسین علیه السلام فریمان

هیئت مذهبی جامعة الحسین علیه السلام فریمان

فکر ،حرکت عقل است و ذکر،حیات دل. هیئت آمیزه ای است از فکر و ذکر. هیئت،محل گردآمدن به دور شمع است،پروانه وار. هیئت یعنی شبی که پروانه ها به دور شمع،بال می زنند. یعنی صدای نور شمع،که پر را می سوزاند و ناله می آفریند. ارزش هیئت به شمع آن است نه به جمع ما ناپروانه ها،که به ادای بال و پر زدن دل خوشیم.
اینجا خیمه جامعه الحسین فریمان در فضای مجازی ست. هیئتی که بیش از 15 سال پیش با ذکر یا مهدی و با استعانت از ارواح مطهر 380 شهید فریمان شکل گرفت. و امروز بعد از سال ها، بیرق هیئت به نام حضرت سیدالشهداء افراشته می شود. امروز هم برای شهید شدن فرصت هست، باید دل را صاف کرد...

یادآوری: چنانچه از شهدا و رزمندگان فریمانی و فعالیتهای اجتماعی در فریمان عکس، سند، فیلم و ... در اختیار دارید، برای انتشار به رسم امانت به ما بسپارید
.................................
خراسان رضوی- فریمان
صندوق پستی: 188-93916
پیام کوتاه: 3000502600
کانال تلگرام: jameatolhosein@

آدرس پستی جامعه الحسین(علیه السلام) فریمان:

خراسان رضوی- فریمان- صندوق پستی:  188- 93916

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

خواندن های با اندیشه

   «علی بسیار اهل مطالعه بود. کتاب های مذهبی و دینی را زیاد مطالعه می کرد. از هر فرصتی برای خواندن کتاب و بالا بردن معلومات خودش استفاده کرد. عمده کتاب هایی که می خواند پیرامون اسلام شناسی بود. علی درباره هر آنچه در  این کتاب ها  می خواند تفکر می کرد و تا آن جا که در توان داشت آن را در اعمال و رفتارش نمود می داد.»

(راوی: پدر شهید)


ورزش را دوست داشت

   علی توحیدی در کنار توجه به مسائل فنی و مطالعه و حضور در عرصه های اجتماعی، به ورزش نیز علاقه نشان می دهد.

   « ورزش مورد علاقه اش پینگ پنگ بود. هم خوب بازی می کرد و هم به آن علاقه داشت. در تهران که زندگی می کردیم در چند مسابقه شرکت کرد و برنده شد. چون من و عمویش اهل ورزش بودیم، علی هم به ورزش علاقمند شده بود.

   در اوقات فراغت در کنار پینگ پنگ، در فصل زمستان با او به آبعلی می رفتیم و اسکی بازی می کردیم. در ورزش اسکی روی برف هم تبحر داشت.»

(راوی: پدر شهید)


غیرت ایرانیِ علی

   داستان این نوجوان، داستان بهار است و باران... قصه ی طراوت است و شادابی و همراهی با او، همراهی با دنیایی سرشار از پاکی و نشاط و توان است و با او بودن به پاکی و زیبایی تنفس در یک صبح بهاری مانند است.

   علی در مسائل درسی، دانش آموز موفقی است. هم خوب درس می خواند، هم خوب ورزش می کند و هم به تربیت روح در کنار تربیت جسم، توجه جدی دارد. او نمونه کامل یک نوجوان موفق است که می تواند الگو باشد.

   "درسش هم بسیار خوب بود. خیلی خوش اخلاق بود. از نظر ورزش، مثل فوتبال همیشه اول بود. در زمینه هواپیما، در یک کلاس آموزشی ثبت نام کرده بود.  هنرجوی فعال آن کلاس ها بود و هواپیماهایی ساخت که الان هم شاید نزد پدرش باشد. بنزین می ریخت و هواپیمای دست سازش پرواز می کرد. زحمت زیادی برای این کار می کشید."

   مادر شهید ادامه می دهد:« به او می گفتم از درست عقب نمانی! می گفت:

- مامان! ما باید این کارها را یاد بگیریم... تا کی هواپیمای آمریکایی سوار شویم؟! باید خودمان بسازیم.ما باید سازنده بشویم. تا کی منتظر باشیم تا از جاهای دیگر بیاورند و ما استفاده کننده بشویم؟!»

   نگاه او به دنیا، نگاه بلند و عمیقی است. آینده را می بیند و بر پایه این بینش عمیق، برنامه ریزی می کند.

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

خوشا کانون گرم خانواده

   انسان ها بیشتر وقت شان را در گروه ها هستند و به صورت عضوی از این گروه ها زندگی می کنند. آن ها به عنوان اعضای یک خانواده، ساکنان یک محله یا یک شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. آنها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گروه هستند، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی از آن ها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که می پوشند، نوع خوراک و نحوه ی خوردن آن ها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تاثیر عضویت آن ها در گروه های گوناگون می باشد.

   امروز سری به کودکان و نوجوانان خودمان در جامعه بزنیم. متاسفانه غالب آن ها، الگوهای خود را در شبکه های اجتماعی و گوشی تلفن همراه خود و یا اینترنت و ماهواره جستجو می کنند. در این بین، خانواده کمترین نقش تربیتی خود را به خوبی ایفا می کند و بعد از مدتی، نوجوان ما که با این فرهنگ رشد نموده است، به عنوان یک جوان و مرد خانواده، در جامعه بروز و جلوه پیدا می کند.

   علی توحیدی در خانواده ای رشد پیدا کرده است که به همه ی جوانب اعم از تربیت، تفریح، بازی، صمیمیت، مشورت، آزادی بیان و اظهار عقیده و از همه مهم تر دیدن تصاویر خوب از یک زندگی آرمانی، به درستی پرداخته شده است. در این خانواده، هر چیز در جای خودش قرار دارد و از افراط و تفریط به دور است، هرچند پدر خانواده وضع مالی خوبی دارد و می تواند همه نوع امکانات مادی را برای خانواده فراهم کند، اما اهل خانه یاد گرفته اند که حد اعتدال را در هر چیزی، حتی استفاده از نعمت ها رعایت کنند.

   « علی بسیار اهل شوخی بود. در جمع های خانوادگی شوخی می کرد تا من و مادرش را بخنداند. با یک لهجه  خاصی ادا در می آورد و ما کلی به او می خندیدیم. اما در جمع فامیل و دوستان، حرمت ها را نگه می داشت و ما از او شوخی نمی دیدیم.»

(راوی:پدر شهید)

   علی در نوجوانی در کنار تربیت روح، فنون مختلف را هم فرا می گیرد:...

   «من یک دستگاه ماشین کمپینگ از آلمان خریده بودم که امکانات کامل سفر را داشت. ما معمولاً تعطیلات را با علی و خانواده به شمال کشور می رفتیم. در این سفرها و در مسیرهای خلوت، رانندگی خودرو را علی بر عهده داشت. با اینکه چندسال به سن قانونی گرفتن گواهینامه اش مانده بود، اما تسلط خوبی بر رانندگی داشت. موقع رانندگی علی، با کمال اطمینان در ماشین می خوابیدم.»

(راوی: پدر شهید)

   او روش درست زندگی کردن را می داند و می تواند در سختی های زندگی، به خوبی مدیریت کند.

   «در موقع سختی ها، روش زندگی کردن را یاد گرفته بود. با وجود این که در رفاه مادی بود، ولی هیچ وقت ولخرجی نمی کرد. هیچ وقت از من نمی خواست که برایش وسیله ای بخرم، الا این که با جمله "اگر امکان دارد"همراهش می کرد.

   همان امکاناتی که برایش خریده بودم می گفت کافی است و به حداقل آن رضایت داشت. قناعت مهم ترین صفت علی بود. هیچ وقت برای تهیه امکانات اصرار نمی کرد. اجبار نمی کرد که فلان وسیله را برایم بخرید.»

(راوی: پدر شهید)

   تربیت روح برای علی بسیار مهم است و لحظه ای از آن غفلت نمی کند. هرچند نوجوانی کم سن و سال است، اما به واسطه ی تربیت صحیح، به فضائل اخلاقی هم توجه دارد...

 

   « خیلی کم عصبانی می شد. من عصبانیت او را کمتر به خاطر دارم. اما وقتی عصبانی می شد مقداری صدایش بلندتر می شد و زود هم خود را کنترل می کرد. نمی گذاشت عصبانیتش ادامه پیدا کند.»

(راوی: پدر شهید علی توحیدی)

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا

  • خادم الشهدا